X
تبلیغات
?!...ترسوها نیان تو...!؟
?!...ترسوها نیان تو...!؟
ترس و وحشت




پست ثابت:الهام خیالی

سلام.ممنونم که  این وبلاگ رو برای دیدن انتخاب کردی.لطفآ نگاه و نظرت رو ازمن دریغ نکن.

اگه داستان یا اتفاق ترسناک یا عجیب برات اتفاق افتاده میتونی برام بنویسی تا منم اونو با نام خودت بذارم توی وبلاگم.البته زیاد طولانی نباشه.

در ضمن این وبلاگ هیچگونه جهت گیری نداره و جنبه سرگرمی داره.ودر صورت مشاهده هرگونه انحراف  در مطالب ٬اون مطلب سریعآ حذف میشه.پس شما هم به من کمک کنید.مرسی

ودراخر اینکه نظراتتون در هر مورد محترم ولی خواهشن اینقدر نگین که این چه روحیه ایه که من دارم.اگه این روحیرو نداشتم که ، این وب و بیکار بودم درست کنم؟!پس لطفا در این مورد دیگه سوال نپرسید.بازم مرسی.

                                    

              


تاریخ شنبه بیست و هشتم اسفند 1389 | ساعت17:36 | نویسنده الهام خیالی |

تصاویر فیلم wrong turn
خوب بلاخره بعد از مدتها با یه آپ تصویری اومدم.چندوقت پیش که امتحانام تموم شد سری ۱ و ۲ و ۳ و ۴ فیلم wrong رو دیدم.فیلم واقعن وحشتناکی بود.مخصوصا سری آخرش...

این شد که گفتم چندتا تصویر از این فیلم بذارم توی وب برای دوستای مجازیم

برای دیدن ادامه این تصاویر  و خلاصه داستان این فیلم باید برید به ادامه مطلب...


برچسب‌ها: تصاویر فیلم wrong turn, wrong turn, تصاویر وحشتناک
ادامه مطلب
تاریخ سه شنبه هفدهم بهمن 1391 | ساعت5:16 | نویسنده الهام خیالی |

تجربه یه شب تاریک توی کوه وجنگل

نویسنده:بازرس یکی از اعضای فعال وبلاگ...

کاملا سکوته واسه همین صدای پات تو گوشت زیاد به نظر میاد صدای جیر جیرکها اذیتت میکنه دوست داری اونا هم خفه شن که اگه اتفاقی افتاد زود متوجه بشی. راه رفتنت دو صدا داره. یکی صدای پا گذاشتنت ویکی صدای برگشتن سنگهای کوچیکتر به حالت اولشون بعد از اینکه پاتو از سرشون بر میداری واسه همین احساس میکنی ممکنه یه موجود پشت سرت باشه و تعقیبت کنه اگه برگردی و یه نگا بندازی مجبور میشی هر چند لحظه یه بار اینکارو تکرار کنی پس بهتره به راهت ادامه بدی و این شک تو دلت بمونه.
دوتا چشم از دور می بینی که دارن توی تاریکی برق می زنن سر جات می شینی. اگه گرگ باشه میاد طرفت و اگه روباه باشه به راهش ادامه میده. تکون نمیخوری حتی پلک هم نمیزنی. بو کشید ولی نیومد. بلند میشی یه سنگ بر میداری میدویی طرفش سرعتت سه برابر همیشه است. پرت میکنی سمتش. فرار میکنه. همه موهای بدنت سیخ شده. عرق سردی رو پیشونیته به راهت ادامه میدی. احساس میکنی بعضی سنگای بزرگ دارن حرکت میکنن. بر خلاف میلت یه مکث میکنی خوب نگاشون میکنی ابروهاتو میذاری تو هم چشماتو جمع تر میکنی. دقت میکنی. متوجه می شی اشتباه فکر کردی به راهت ادامه میدی. دوس داری باد نیاد حتی کفشاتو هم دراری که صداهای جانبی کمتر و کمتر بشه...

 


تاریخ پنجشنبه دوازدهم بهمن 1391 | ساعت21:30 | نویسنده الهام خیالی |

چند تا خبر..!؟
دوس دارم با هر پستی که اپ میشم سلام کنم،....سلام.

اومدم چندتا خبر بدم برم:

اول اینکه بازم میگم اگه دیر دیر میام آپ میکنم به علت درسه.

دوم اینکه باز این بلاگفا یه حرکت جالب از خودش نشون دادو لطف کرد قالب منو پاک کرد.!! این قالبم که میبینین پیش فرضه.الانم اصلا حال ندارم برم چند ساعت بگردم دنبال یه قالبی که هم ترسناک باشه،هم مورد دار نباشه و هم ترویج شیطون پرستیو این حر فا نباشه..

و سوم اینکه درسته دیر دیر آپ میکنم ولی سعی میکنم نظرات شمارو زود زود پاسخ بدم.پس نظر بذارین..

و چهارم اینکه اگه کسی قالب ترسناک پیدا کرد یه اطلاع به من بده.البته لطف میکنه...

 


تاریخ یکشنبه سوم دی 1391 | ساعت11:44 | نویسنده الهام خیالی |

ترسناک ترین چیز چیه؟
سلام.

شاید تاحالا به این فکر نکرده باشین که ترسناک ترین چیز توی اطراف شما چی میتونه باشه؟

البته اول حرفام بگم که ترس از خدا حتما بالاترین ترس ماست.ولی منظور من ترس از جنس زمینیه.

برو ادامه مطلب....

 


ادامه مطلب
تاریخ سه شنبه چهاردهم آذر 1391 | ساعت19:55 | نویسنده الهام خیالی |


ABOUTME
─────────☼



سلام.من الهام خیالی هستم.دوست دارم در باره وحشت بنویسم.اما باید بگم این وبلاگ هیچ رابطه یا گرایشی با ادیان غیر الهی "تفکرات فراماسونری" ویا هرچیز دیگری از این دست ندارد.

MAINMENU
─────────☼